آدمی با مشکلاتش آدم است چون که ترکیبات او آه دم است ؛
تا نخود در مملکت مشکل گشاست عاقل مشکل گشا در آن کم است ؛
هر کسی را مشکلی در زندگی است غالباً هم مثل میوه درهم است ؛
مشکل اما چون که بیش از حد شود آدم ا ز حیث کمرجاتش خم است ؛
آدم خم باب طبع عده ای است چون که استحمار وی خاطر جم است ؛
عین خاطر جمع ساقط شد،چه شد حالتم تا خرخره زیر غم است ؛
لیک خوشحالم که هی چت می کنم با رئیس جمهور صحبت می کنم ؛
مشکل مسکن امانم را برید جامه و پیژامه صبرم درید ؛
خانه خالی نمی آید به گیر هر کسی این خانه را جوری بدید ؛
هر کسی از ظن خود شد یار من راحتت سازم که یار من پرید ؛
گفته شد باید زمین سانتی فروخت نقشه خانه خری اینسان کشید ؛
آن که خود طراح سانتی متری است دیدمش متری 2 میلیون می خرید ؛
واقعاً تأمین خانه مشکل است سخت می ترسم برایمان مثل بید ؛
لیک خوشحالم که هی چت می کنم با رئیس جمهور صحبت می کنم ؛
بعد عمری درس خواندن بی شمار دائماً سگ دو زنم دنبال کار ؛
قحطی کار است توی مملکت تخم آن را خورده گویی سوسمار ؛
پول و پارتی گرکه باشد غم مدار یا که بابایت رئیسی مایه دار ؛
گر که از ما بهتران باشی به راست یا که آقا زاده ای را یار غار ؛
بار تو بسته است در ظرف سه سوت رانت اینسان معجزه آرد به بار ؛
من ولی با این که دارم دکتری هی مسافر می کشم لیل و نهار ؛
لیک خوشحالم که هی چت می کنم با رئیس جمهور صحبت می کنم ؛
تا کی حرف از ازدواج خود زنم سیخ گردد موی بر روی تنم ؛
زن اگر از موش می ترسد ولی من بلا نسبت هراسان از زنم ؛
کارهر بز نیست همسر داشتن گاو نر کی گفت مصداقش منم ؛
گاو من رسماً بزاید زیر خرج مفلسی می بارد از پیراهنم ؛
ازدواج آتش زند در خرمنم خرمنم آی خرمنم آی خرمنم ؛
سخت مشکل ساختن امروزه روز زن گرفتن یا شوهر کردنم ؛
لیک خوشحالم که هی چت می کنم با رئیس جمهور صحبت می کنم ؛
:: موضوعات مرتبط:
میوه در هم ,
,
:: بازدید از این مطلب : 552
|
امتیاز مطلب : 55
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18